یادت میاداولین بارکی نگام کردی؟کی بود؟
نمیدونم شایدبارهانگام کردی ومن ندیده بودمت...
بارهاصدام کردی ومن نشنیده بودم...
بارهابانشونه های مختلف سرراهم قرارگرفتی ومن ندیدمت
نرفتم دنبالت..
پیگیرنشدم ک چراصدام کردی؟اصلاچیکارم داشتی..
تایهویکی ازنشونه هاتوگرفتمواومدم دنبالت.خیلی سریع همه چیوبرام ردیف کردی منم دستموگذاشتم تودستت وتوراهیی ک توبرام بازکردی قدم گذاشتم توراهی ک توبرام واسطه خیرهاشدی...
من خیلی سریع بازندگیت آشناشدم...
یه جاهایی میگفتم دروغه این انسان نبود!مگه میشه مگه داریم؟؟
ولی وقتی خودم شناختمت فهمیدم همه چیزدرست وراست بود توواقعایه انسان بودی...ولی یه انسان خیلی بزرگ.....
انسانی ک تمام خوبی هات درعین گمنام بودنت الان شهره خاص وعامه..
مگه میشه آدم از دزدموتور شوهرخواهرش دلجویی کنه اونوببره درمانگاه بعدمسجد وبعدواسش کارجورکنه تادیگه دزدی نکنه وبعداون آدم بشه پای ثابت مسجدوهیئت؟؟
ابراهیم جان راستش رو بگووواقعاچه کردی ک انقدردلت دریایی بود؟؟چه کردی ک یه اذانت باعث تسلیم شدن چندده نفرازعراقی هاشدک بعدش همونااومدن ب نیروهای ایرانی ملحق شدنو باعراقی های هموطن خودشون جنگیدن وشهیدشدن!!!!
من باوردارم هنوزاذان میگی...
چون هرروز آدم های زیادی جذبت میشن وب خدا می رسن
اصلاهادی شدی ک دست همه رو بگیری وهدایت کنی ب سمت خدا....
هیچ کس نمیدونه تواون لحظه های آخرتواون کانال وحشتناک ب توویارانت چقدرررر سخت گذشت مافقط شنیدیم!!!شنیدیم۱۲روزبی آب وغذابودین...
۱۲روز تومحاصره وآتش حمله دشمن.
راستی ابراهیم جان؟؟؟توک عین امام حسین تشنه شهیدشدی وعین مادرت گمنامی ...
برامون دعاکن
تواین شبی ک میدونم پیش اهل بیتی پیش مادرت حضرت فاطمه
دایی مصطفی...
ما را در سایت دایی مصطفی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114